بعضی وقت‌ها هم می‌خواهم بعضی آدم‌ها را لوله کنم و با قیچی برش‌های یک سانتی‌شان بزنم. چیزی درست شبیه سکه. بعد هم قلک سفالی پوریا را که شکل گاوی آبستن است بیاورم، بریزمشان توی آن. تا به امید یک تناسخ فانتزی، وقتی وقتش برسد به شکل گوساله‌هایی که بودند و باورشان نمی‌شده، تحویل شان بگیرم. باشد که کمی دلم آرام بگیرد.