از شعرهایی که میخوانم
حرا از تو نگفتن شنيده بود
عصا از تو نرفتن به سوی اژدها
و آتش در تو نياويخت که بسپاری پر
به سوالي که از طويله مي آيد
گاو نيستم که پاسخ دهم
سواري دو اسبه که بي گاري اينهمه راه آورده کاش پروانه آب مي کرد
بر اينهمه آتش که در اتاقم شعله پيدا کرد
گاو کي من مي شود من گاو را کي مي شوم
که از تو نگفتن پشت هر چرا شنيده ام
و عصا يم بي تو نرفتن به سوي اژدها
تورات فهم کسي مي شدم کاش که انجيل را بيشتر مي زيست
اقراء!
در اين خانه اين باغ آيا کسي نيست؟
گاو نيستم که پاسخ دهم
به سوالي که اصلا نمي کنيد
بخوان/ مجموعه شعر پاريس در رنو/علی عبدالرضايی
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۰/۰۹ ساعت ۱۰ ق.ظ توسط الاهه
|